تبلیغات
من و مری - دلنوشته

جمعه 23 بهمن 1394
نویسنده : ☺مرضیه☺ نظرات ()

♥ دلنوشته ♥


امشب خیلی دلم گرفته ...ساعت 2.37 م من میخوام واسه اروم شدن دلمم ک شده بنویسم همیشه میگن تو هر لحظه ایی هستی شکر کن که وضعیت از این بدتر نشده تا قبل شروع امتحانا بود ک خیلی دلم گرفته بود و از استرس امتحان اومدم نوشتم ولی اون امتحانا به خوبی تموم شد و با خوشحالی راهی شهرمون شدم ک مدتی استراحت کنمو برم پیش آقام خوشحالی دیدن خونوادم بعد امتحانا سنگین دانشگاه از ی طرف م از طرف دیگر خوشحالی دیدن آقام و رفتن به زنجان از طرف دیگه .....دوروز نشد که اومدم پیش خونوادم و برنامه میریختم واسه زنجان . یهویی خبر فوت عزیزترین شخص زندگیم بصورت خیلی ناگهانی شنیدم هنوزم باورم نمیشه اما دیگ چاره ایی داداش دومیم ک همه ی زندگیم بود فوت شد و من از روز ( 5/11/94)ک نحس ترین و بدترین روز زندگیم بوده تا به الان هنوز هم توشوکم و تو این مدت شاید کلا رو هم 10ساعت خوابیده باشم واااااااقعا خیلی سخته گاهی با خودم فکر میکنم ک دیگه نمیتونم تحمل کنم اما....بخاطر خیلیا ک ناراحتیشون برام عذابه نمیخام منم یه مشکل جدید بشم ازخدا میخام به مادرم صبر بده فقط من مامانمو خیلی دوس دارم تنها کسیه ک تو زندگیم نفسم به نفسش بنده از خدا میخام مامانمو برام سالم نگه داره چون ک اگه مامانم نباشه قطعا دیگه دیوونه میشم لطفا برامون دعا کنید لحظات سختیه خیلی سخت...........




عکس و تصویر ✌✌✌✌✌✌✌✌ متن های زیبا و خاص https://telegram.me/joinchat/BaalJzup51MfU72D3Azc1A