تبلیغات
من و مری - مطالب دلنوشته

سه شنبه 7 اردیبهشت 1395
نویسنده : ☺مرضیه☺ نظرات ()

♥ دلنوشته ♥


سلام به تموم مخاطبای وبلاگ منو عشقم امیر الان که دارم براتون مینویسم چند وقیقه ای هست که تماس تلفنیم با 

عشقم تموم شده رااااااااسی یادم رفت از اول بگم امیر رفته سربازی و والان درحال حاضر01تهران مشغول به خدمته بچه

 ها اوایل میخاستم زودتر بره سربازی تا زندگیمون زود تموم شه ولی خیلی دلتنگم تورو خدا اونایی مث من هستید و از 

عشقتون دورید بیایید درد دل کنیم شاید من اروم شم به خدا دارم داغون میشم خیلی دلم براش تنگ شده امیرم فک 

میکنه چون من خونه و دانشگاه میرم سرم گرمه ولی خدا میدونه تب دارم از نبودنش نمیدونم اگرمیدونستم با دعا زود 

میگذره میگفتم برام دعا کنید ولی واقعیت اینه بعضی چیزا تو این دنیا باید به روال عادی خودش تموم شه بچه ها 

خیلیییییییی دلتنگم واقعا خیلی غم داره بعد فوت داداشم تنها کسی همدم منه شبا ک خیلی دلم میگیره عشقم امیره 

چون من اکثر درد دلامو با شوهرم میکنم همیشه چ قبل ازدوجمون چ الان امروز سه شنبه .خیلی دلم گرفته از نبودنش 

کاش زودبگذره کاش



جمعه 23 بهمن 1394
نویسنده : ☺مرضیه☺ نظرات ()

♥ دلنوشته ♥


امشب خیلی دلم گرفته ...ساعت 2.37 م من میخوام واسه اروم شدن دلمم ک شده بنویسم همیشه میگن تو هر لحظه ایی هستی شکر کن که وضعیت از این بدتر نشده تا قبل شروع امتحانا بود ک خیلی دلم گرفته بود و از استرس امتحان اومدم نوشتم ولی اون امتحانا به خوبی تموم شد و با خوشحالی راهی شهرمون شدم ک مدتی استراحت کنمو برم پیش آقام خوشحالی دیدن خونوادم بعد امتحانا سنگین دانشگاه از ی طرف م از طرف دیگر خوشحالی دیدن آقام و رفتن به زنجان از طرف دیگه .....دوروز نشد که اومدم پیش خونوادم و برنامه میریختم واسه زنجان . یهویی خبر فوت عزیزترین شخص زندگیم بصورت خیلی ناگهانی شنیدم هنوزم باورم نمیشه اما دیگ چاره ایی داداش دومیم ک همه ی زندگیم بود فوت شد و من از روز ( 5/11/94)ک نحس ترین و بدترین روز زندگیم بوده تا به الان هنوز هم توشوکم و تو این مدت شاید کلا رو هم 10ساعت خوابیده باشم واااااااقعا خیلی سخته گاهی با خودم فکر میکنم ک دیگه نمیتونم تحمل کنم اما....بخاطر خیلیا ک ناراحتیشون برام عذابه نمیخام منم یه مشکل جدید بشم ازخدا میخام به مادرم صبر بده فقط من مامانمو خیلی دوس دارم تنها کسیه ک تو زندگیم نفسم به نفسش بنده از خدا میخام مامانمو برام سالم نگه داره چون ک اگه مامانم نباشه قطعا دیگه دیوونه میشم لطفا برامون دعا کنید لحظات سختیه خیلی سخت...........




عکس و تصویر ✌✌✌✌✌✌✌✌ متن های زیبا و خاص https://telegram.me/joinchat/BaalJzup51MfU72D3Azc1A






  


پنجشنبه 3 دی 1394
نویسنده : ☺مرضیه☺ نظرات ()

♥ دلنوشته ♥


یَـادِمَـان بَـاشَـد بِـه حُـرمَـتِ نَـاچـیـز تَـریـن 
لَـحـظـهِ هَـای خـُـوبـِمـان ...
هَـنـگـامـی کـهِ بـه بـُـن بَـسـت مـیـرسـیـم
وَقـتِ جُـدایـی ...
طَـبـعِـمَـان آنـقَـدَر بُـزرگ بـاشـَد کـهِ هَـمـدیـگـر
را بـه لَـجَـن نَـکـِـشـیـم !
یَـادِمـَان بَـاشَـد هَـر چـهِ بـُودیـم 
انـتـِخـابِ هَـم بُـودیـم.. 

 عکس و تصویر یَـادِمَـان بَـاشَـد بِـه حُـرمَـتِ نَـاچـیـز تَـریـن لَـحـظـهِ هَـای خـُـوبـِمـان ... هَـنـگـامـی کـهِ بـه بـُـن بَـسـت ...


سلام به همگی مخاطبای وبلاگ منو آقام میدونم شاید خیلیاتون بگید چرا یه پست میزاریمو چند وقت بعدش پیدامون نیس حقیقتش آنچنان کار خاصیم ندارم ک بگد سرم خیلی شلوغه منتها نمیدونم چرا کمتر حس وب اومدن میاد قبلا ک از هم دور بودیم میومدم پست میزاشتم اینجوریم حس میکردم دلتنگیم به آقام کمتر میشه و یه جوریم درددل میکردم برای مخاطبای وبمون راااااااااااسی یلدای گذشته مبارک واقعا خوووووب بود بهترین یلدایی بود ک امسال داشتم پیش آقام بودم عصرش ک امیرم سرکار بود رفتم براش یه شال گردن خووووشل با کیف پول خریدم خیییلییییی خوشش اومد بععععله دیگه سلیقه خانومش حرف نداره اخر شبشم جشن گرفتیمو خیلی خوب بود ولی وقت نکردم بیام به دوستای وبلاگیمون تبریک بگم انشالله ک به همتون خوش گذشته باشه مثل ما الان ک دارم اینو مینویسم امیر یک ساعت پیش رفت شرکت نمیدونم چرا دلم براش تنگ شده قرار بود درس بخونم ولی حسش نبود اخه میدونید من نزدیکای رفتنم همیشه دلتنگ اقام میشم از خدا میخام هیچی باعث نشه ذره ایی از عشقمون به هم دیگه کم شه منو امیر واقعا عشقمون پاک واقعی بود و خدا هم نتیجه ی خوبشو به هردومون هدیه داد امیدوارم همیشه خدا برای همتون بهترینارو رقم بزنه اونچه ک به صلاحتونه و به نظر من هر آدمی خودش سرنوشت خودشو رقم میزنه منو عشقم برای باهم بودنمون تلاش کردیم خب دیگ صب همتون بخیر باشه  



دوشنبه 25 آبان 1394
نویسنده : ๏̯͡๏ من نظرات ()

♥ دلیل زندگیم تولدت مبارک ♥


امروز 25 آبان تولد زندگیمه و خانوومم 22 ساله شد. 
تولدت مبارک فرشته من. انشالا که همیشه سالم و سلامت باشی. 
ولی بیشتر امروزو به خودم تبریک میگم و خداروشکر میکنم که شمارو بهم داد.
امسال، سال دومیه که دارمت و بهترین و شیرین ترین سالای زندگیمو داشتم.
ولی هیچکدوم از این دو سال قسمت نشده کادو تولدتو خودم بهت بدم. انشالله سال بعد ...
برای دوتامون آرزوی بهترینا رو دارم و از از خدا میخوام که همیشه برام سالم و سلامت نگهت داره.

تولدت مبارک


شنبه 16 آبان 1394
نویسنده : ๏̯͡๏ من نظرات ()

♥ بهترین روز دنیا ♥


همه ما روزایه بد و خوب زیادی توو زندگیمون داشتیم. ولی بعضی وقتا یه اتفاقی خیلی یهویی که خودتم اصلا انتظارشو نداشتی رنگ و بویه دیگه ای به زندگی میده. بهترین و شیرین ترین اتفاق زندگیم 2 سال پیش بود. اون روزا به تنها چیزی که فکر نمیکردم ازدواج بود. سرم توو کار خودم بود. صب می رفتم دانشگاه و می اومدم خونه تا شب وقتمو پای لپتاپم میگذرونم(سخت مشغول یادگیری برنامه نویسی و خوندن مقاله های مرتبط با رشتم و بازی هایه آنلاین بودم) که خیلی اتفاقی با زندگیم آشنا شدم. خیلی کنجکاو بودم بیشتر بشناسمش. اوایل که بهش پیام می دادم تا نیم ساعت دست و پام میلرزید و قلبم تند تند میزد. خیلی زود فهمیدم خیلی دلش پاکه و تقریبا همه معیارایی که واسه شریک زندگیم میخاستمو داره. هر روزی که میگذشت حسم بهش بیشتر میشد. یه طوری شده بود که اصلا نمیتونستم درس بخونم و هر لحظه بهش فکر میکردم. از طرفی فاصلمون خیلی زیاد بود(22 ساعت راه).تا اینکه در مورد همه چی حرف زدیم و این موضوع رو حل کردیم. بعد خونواده هامونو در جریان گذاشتیم. همونطور که انتظارشو داشتیم در جا مخالفت کردن. این ماجرا 2 سال طول کشید (با اینکه خیلی سخت بود ولی منتظر موندن برایه کسی که دوسش داری خیلی شیرینه) تا اینکه بلاخره خونوادمو راضی کردمو رفتیم خواستگاری. خداروشکر همه چی اونجا خوب پیش رفت. و ما برگشتیم. بعد 6 ماه کابوس وار انتظار جواب نهایی رو گرفتیم. همین االانشم باورمون نمیشه که چطور شد همه رو راضی کردیم. بعدش دیگه رفتیم خرید و البته من اینجا ی سری از خریدارو گرفتم زندگیمم ی سریشو اونجا گرفت. 7ام بعد نماز مغرب و عشا توی مسجد جامع عقد کردیم. باورتون نمیشه چقد حس خوبی داشتم. همه اون دوریا و سختیایی که کشیدیم داشت تموم میشد. اون شب محشر بود. روز بعدشم مراسم عقدمونو توو تالار گرفتیم. جایه همه دوستایه وبلاگیه گلمون خالی. ایشالا عروسی همتونو دعوت میکنیم.
نهم شهریورم اولین روز زندگیه مشترکمون بود. به معنایه واقعیه کلمه خوب بود. با خانومم رفتیم کارایه موندمونو انجام دادیم و (ادامه دارد ... )
خیلی دوست دارم زندگی مرسی که این همه مدت به پام موندی.
برایه همتون یه زندگیه پر از عشق رو آرزو میکنم. 

ماشین عقدمون




( تعداد کل صفحات: 26 )

[ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]